حکیم نزاری قهستانی
حکیم نزاری « دستورنامه «

دستورنامه

برای جستجو در فصل‌ها، می‌توانید در عناوین جستجو کنید.

دوبیتی شماره ۱: به تکرار و تذکار عادت کنند

دوبیتی شماره ۲: به نوباده هر هفته یاری مکن

مثنوی شماره ۴۸۷: قل الحمدلله نزاری فقل

مثنوی شماره ۴۸۸: گزین کرد فی الجمله از کاینات

مثنوی شماره ۴۸۹: الهی زفضلت نباشد بدیع

مثنوی شماره ۴۹۰: نزاری ز پاکیزه کاران درای

مثنوی شماره ۴۹۱: چو بر مرکب فکر گردم سوار

مثنوی شماره ۴۹۲: یکی پیر رهبر طلب ای جوان

مثنوی شماره ۴۹۳: مرا فضل بخشنده دین و داد

مثنوی شماره ۴۹۴: بقا باد این هر دو را بی شمار

مثنوی شماره ۴۹۵: شراب آن گهی دست شرست و شور

مثنوی شماره ۴۹۶: غذای تن و قوت جان است راح

مثنوی شماره ۴۹۷: به عهد جوانی چنان بودمی

مثنوی شماره ۴۹۸: پس از مدتی در میان آمدم

مثنوی شماره ۴۹۹: چو مشهور گشتم به شرب مدام

مثنوی شماره ۵۰۰: پدر رحمت الله چو آگاه شد

مثنوی شماره ۵۰۱: سخن موجز و پرمعانی نکوست

مثنوی شماره ۵۰۲: سه باب است هر سه مبین کنم

مثنوی شماره ۵۰۳: گروه سه دیگر جهان گشتگان

مثنوی شماره ۵۰۴: یکی بود در شهر تون پیش ازین

مثنوی شماره ۵۰۵: غرض آن که بر هرچه عادت کنی

مثنوی شماره ۵۰۶: چو در خانه مهمان بری از پگاه

مثنوی شماره ۵۰۷: به پایان مستی سواری مکن

مثنوی شماره ۵۰۸: مکن تا توانی به ناجنس میل

مثنوی شماره ۵۰۹: نشاید بر اسرار کردن ستیز

مثنوی شماره ۵۱۰: صبوح آفت مغز و ضعف دل است

مثنوی شماره ۵۱۱: شنیدم که فرمان دهان عراق

مثنوی شماره ۵۱۲: چو می روح بخشی نیاید به دست

مثنوی شماره ۵۱۳: به مستی سخاوت بود نا پسند

مثنوی شماره ۵۱۴: سرآشفته ای مست خود رای بود

مثنوی شماره ۵۱۵: کسی را که می دم به دم می خورد

مثنوی شماره ۵۱۶: مکن اعتماد ای پسر بر شراب

مثنوی شماره ۵۱۷: اطبا ز نقل اندک آورده اند

مثنوی شماره ۵۱۸: چو نقلی گرفتی به دندان تنگ

مثنوی شماره ۵۱۹: ندیدیم هرگز به عمر دراز

مثنوی شماره ۵۲۰: گذر بودمان بر براکوه تون

مثنوی شماره ۵۲۱: برون آمدیم از نشابور مست

مثنوی شماره ۵۲۲: ندانی اگر هیچ بویی بری

مثنوی شماره ۵۲۳: ربا خواره ای بود بیدانیی

مثنوی شماره ۵۲۴: مرا هر چه با خویشتن بودمی

مثنوی شماره ۵۲۵: به اوقات دیگر دل مست من

مثنوی شماره ۵۲۶: شبی هاتف غیبم آواز داد

مثنوی شماره ۵۲۷: مرا خود در اوقات رد و قبول

مثنوی شماره ۵۲۸: پس از یک دو سالم که توفیق حی

مثنوی شماره ۵۲۹: الا ای جگر گوشگان پدر

مثنوی شماره ۵۳۰: سخن موجز و منتخب کرده ام

مثنوی شماره ۵۳۱: به چشم جهان دیدة دوربین

مثنوی شماره ۵۳۲: الاهی چو از نیتم آگهی

فصل شماره ۴۹: قل الحمدلله نزاری فقل

فصل شماره ۵۰: گزین کرد فی الجمله از کاینات

فصل شماره ۵۱: الهی زفضلت نباشد بدیع

فصل شماره ۵۲: نزاری ز پاکیزه کاران درای

فصل شماره ۵۳: چو بر مرکب فکر گردم سوار

فصل شماره ۵۴: یکی پیر رهبر طلب ای جوان

فصل شماره ۵۵: مرا فضل بخشنده دین و داد

فصل شماره ۵۶: بقا باد این هر دو را بی شمار

فصل شماره ۵۷: به تکرار و تذکار عادت کنند

فصل شماره ۵۸: شراب آن گهی دست شرست و شور

فصل شماره ۵۹: غذای تن و قوت جان است راح

فصل شماره ۶۰: به عهد جوانی چنان بودمی

فصل شماره ۶۱: پس از مدتی در میان آمدم

فصل شماره ۶۲: چو مشهور گشتم به شرب مدام

فصل شماره ۶۳: پدر رحمت الله چو آگاه شد

فصل شماره ۶۴: سخن موجز و پرمعانی نکوست

فصل شماره ۶۵: سه باب است هر سه مبین کنم

فصل شماره ۶۶: گروه سه دیگر جهان گشتگان

فصل شماره ۶۷: یکی بود در شهر تون پیش ازین

فصل شماره ۶۸: غرض آن که بر هرچه عادت کنی

فصل شماره ۶۹: چو در خانه مهمان بری از پگاه

فصل شماره ۷۰: به پایان مستی سواری مکن

فصل شماره ۷۱: مکن تا توانی به ناجنس میل

فصل شماره ۷۲: نشاید بر اسرار کردن ستیز

فصل شماره ۷۳: به نوباده هر هفته یاری مکن

فصل شماره ۷۴: صبوح آفت مغز و ضعف دل است

فصل شماره ۷۵: شنیدم که فرمان دهان عراق

فصل شماره ۷۶: چو می روح بخشی نیاید به دست

فصل شماره ۷۷: به مستی سخاوت بود نا پسند

فصل شماره ۷۸: سرآشفته ای مست خود رای بود

فصل شماره ۷۹: کسی را که می دم به دم می خورد

فصل شماره ۸۰: مکن اعتماد ای پسر بر شراب

فصل شماره ۸۱: اطبا ز نقل اندک آورده اند

فصل شماره ۸۲: چو نقلی گرفتی به دندان تنگ

فصل شماره ۸۳: ندیدیم هرگز به عمر دراز

فصل شماره ۸۴: گذر بودمان بر براکوه تون

فصل شماره ۸۵: برون آمدیم از نشابور مست

فصل شماره ۸۶: ندانی اگر هیچ بویی بری

فصل شماره ۸۷: ربا خواره ای بود بیدانیی

فصل شماره ۸۸: مرا هر چه با خویشتن بودمی

فصل شماره ۸۹: به اوقات دیگر دل مست من

فصل شماره ۹۰: شبی هاتف غیبم آواز داد

فصل شماره ۹۱: مرا خود در اوقات رد و قبول

فصل شماره ۹۲: پس از یک دو سالم که توفیق حی

فصل شماره ۹۳: الا ای جگر گوشگان پدر

فصل شماره ۹۴: سخن موجز و منتخب کرده ام

فصل شماره ۹۵: به چشم جهان دیدة دوربین

فصل شماره ۹۶: الاهی چو از نیتم آگهی