
دستورنامه
برای جستجو در فصلها، میتوانید در عناوین جستجو کنید.
دوبیتی شماره ۱: به تکرار و تذکار عادت کنند
دوبیتی شماره ۲: به نوباده هر هفته یاری مکن
مثنوی شماره ۴۸۷: قل الحمدلله نزاری فقل
مثنوی شماره ۴۸۸: گزین کرد فی الجمله از کاینات
مثنوی شماره ۴۸۹: الهی زفضلت نباشد بدیع
مثنوی شماره ۴۹۰: نزاری ز پاکیزه کاران درای
مثنوی شماره ۴۹۱: چو بر مرکب فکر گردم سوار
مثنوی شماره ۴۹۲: یکی پیر رهبر طلب ای جوان
مثنوی شماره ۴۹۳: مرا فضل بخشنده دین و داد
مثنوی شماره ۴۹۴: بقا باد این هر دو را بی شمار
مثنوی شماره ۴۹۵: شراب آن گهی دست شرست و شور
مثنوی شماره ۴۹۶: غذای تن و قوت جان است راح
مثنوی شماره ۴۹۷: به عهد جوانی چنان بودمی
مثنوی شماره ۴۹۸: پس از مدتی در میان آمدم
مثنوی شماره ۴۹۹: چو مشهور گشتم به شرب مدام
مثنوی شماره ۵۰۰: پدر رحمت الله چو آگاه شد
مثنوی شماره ۵۰۱: سخن موجز و پرمعانی نکوست
مثنوی شماره ۵۰۲: سه باب است هر سه مبین کنم
مثنوی شماره ۵۰۳: گروه سه دیگر جهان گشتگان
مثنوی شماره ۵۰۴: یکی بود در شهر تون پیش ازین
مثنوی شماره ۵۰۵: غرض آن که بر هرچه عادت کنی
مثنوی شماره ۵۰۶: چو در خانه مهمان بری از پگاه
مثنوی شماره ۵۰۷: به پایان مستی سواری مکن
مثنوی شماره ۵۰۸: مکن تا توانی به ناجنس میل
مثنوی شماره ۵۰۹: نشاید بر اسرار کردن ستیز
مثنوی شماره ۵۱۰: صبوح آفت مغز و ضعف دل است
مثنوی شماره ۵۱۱: شنیدم که فرمان دهان عراق
مثنوی شماره ۵۱۲: چو می روح بخشی نیاید به دست
مثنوی شماره ۵۱۳: به مستی سخاوت بود نا پسند
مثنوی شماره ۵۱۴: سرآشفته ای مست خود رای بود
مثنوی شماره ۵۱۵: کسی را که می دم به دم می خورد
مثنوی شماره ۵۱۶: مکن اعتماد ای پسر بر شراب
مثنوی شماره ۵۱۷: اطبا ز نقل اندک آورده اند
مثنوی شماره ۵۱۸: چو نقلی گرفتی به دندان تنگ
مثنوی شماره ۵۱۹: ندیدیم هرگز به عمر دراز
مثنوی شماره ۵۲۰: گذر بودمان بر براکوه تون
مثنوی شماره ۵۲۱: برون آمدیم از نشابور مست
مثنوی شماره ۵۲۲: ندانی اگر هیچ بویی بری
مثنوی شماره ۵۲۳: ربا خواره ای بود بیدانیی
مثنوی شماره ۵۲۴: مرا هر چه با خویشتن بودمی
مثنوی شماره ۵۲۵: به اوقات دیگر دل مست من
مثنوی شماره ۵۲۶: شبی هاتف غیبم آواز داد
مثنوی شماره ۵۲۷: مرا خود در اوقات رد و قبول
مثنوی شماره ۵۲۸: پس از یک دو سالم که توفیق حی
مثنوی شماره ۵۲۹: الا ای جگر گوشگان پدر
مثنوی شماره ۵۳۰: سخن موجز و منتخب کرده ام
مثنوی شماره ۵۳۱: به چشم جهان دیدة دوربین
مثنوی شماره ۵۳۲: الاهی چو از نیتم آگهی
فصل شماره ۴۹: قل الحمدلله نزاری فقل
فصل شماره ۵۰: گزین کرد فی الجمله از کاینات
فصل شماره ۵۱: الهی زفضلت نباشد بدیع
فصل شماره ۵۲: نزاری ز پاکیزه کاران درای
فصل شماره ۵۳: چو بر مرکب فکر گردم سوار
فصل شماره ۵۴: یکی پیر رهبر طلب ای جوان
فصل شماره ۵۵: مرا فضل بخشنده دین و داد
فصل شماره ۵۶: بقا باد این هر دو را بی شمار
فصل شماره ۵۷: به تکرار و تذکار عادت کنند
فصل شماره ۵۸: شراب آن گهی دست شرست و شور
فصل شماره ۵۹: غذای تن و قوت جان است راح
فصل شماره ۶۰: به عهد جوانی چنان بودمی
فصل شماره ۶۱: پس از مدتی در میان آمدم
فصل شماره ۶۲: چو مشهور گشتم به شرب مدام
فصل شماره ۶۳: پدر رحمت الله چو آگاه شد
فصل شماره ۶۴: سخن موجز و پرمعانی نکوست
فصل شماره ۶۵: سه باب است هر سه مبین کنم
فصل شماره ۶۶: گروه سه دیگر جهان گشتگان
فصل شماره ۶۷: یکی بود در شهر تون پیش ازین
فصل شماره ۶۸: غرض آن که بر هرچه عادت کنی
فصل شماره ۶۹: چو در خانه مهمان بری از پگاه
فصل شماره ۷۰: به پایان مستی سواری مکن
فصل شماره ۷۱: مکن تا توانی به ناجنس میل
فصل شماره ۷۲: نشاید بر اسرار کردن ستیز
فصل شماره ۷۳: به نوباده هر هفته یاری مکن
فصل شماره ۷۴: صبوح آفت مغز و ضعف دل است
فصل شماره ۷۵: شنیدم که فرمان دهان عراق
فصل شماره ۷۶: چو می روح بخشی نیاید به دست
فصل شماره ۷۷: به مستی سخاوت بود نا پسند
فصل شماره ۷۸: سرآشفته ای مست خود رای بود
فصل شماره ۷۹: کسی را که می دم به دم می خورد
فصل شماره ۸۰: مکن اعتماد ای پسر بر شراب
فصل شماره ۸۱: اطبا ز نقل اندک آورده اند
فصل شماره ۸۲: چو نقلی گرفتی به دندان تنگ
فصل شماره ۸۳: ندیدیم هرگز به عمر دراز
فصل شماره ۸۴: گذر بودمان بر براکوه تون
فصل شماره ۸۵: برون آمدیم از نشابور مست
فصل شماره ۸۶: ندانی اگر هیچ بویی بری
فصل شماره ۸۷: ربا خواره ای بود بیدانیی
فصل شماره ۸۸: مرا هر چه با خویشتن بودمی
فصل شماره ۸۹: به اوقات دیگر دل مست من
فصل شماره ۹۰: شبی هاتف غیبم آواز داد
فصل شماره ۹۱: مرا خود در اوقات رد و قبول
فصل شماره ۹۲: پس از یک دو سالم که توفیق حی
فصل شماره ۹۳: الا ای جگر گوشگان پدر
فصل شماره ۹۴: سخن موجز و منتخب کرده ام
فصل شماره ۹۵: به چشم جهان دیدة دوربین
فصل شماره ۹۶: الاهی چو از نیتم آگهی