ابوالحسن فراهانی
ابوالحسن فراهانی « غزلیات ناتمام «

غزلیات ناتمام

برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین می‌توانید در عناوین اشعار جستجو کنید.

حرف آخر قافیه

غزل شماره ۱۲۳: منع سودی نکند کاش نصیحت گر ما

غزل شماره ۱۲۶: به گریه چشم تهی کی کند دل ما را

غزل شماره ۱۲۸: غصه ی عالم نصیب جان ناشاد من است

غزل شماره ۱۳۰: کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفت

غزل شماره ۱۳۲: کسی نگفت که از شعله سوختن عیب است

غزل شماره ۱۳۴: به دشمنش نظر است به دوستان کین است

غزل شماره ۱۳۵: من سیه بختم نه تنها چرخ با من دشمن است

غزل شماره ۱۳۷: نه جز توام دگری در دل خراب گذشت

غزل شماره ۱۴۰: باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست

غزل شماره ۱۴۱: یک نظر دیدم و دل با نیش مژگان خوگرفت

غزل شماره ۱۴۳: دل غمین بستاند که جان شاد دهد

غزل شماره ۱۴۵: میان ما و دل یارب چرا این ماجرا باشد

غزل شماره ۱۴۷: اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد

غزل شماره ۱۴۹: دل همان غمناک و شد در عشق چشم من سفید

غزل شماره ۱۵۱: به رنج از ناله ای کردم کسی که بی سبب نالد

غزل شماره ۱۵۳: بس که در کوی تو چشمم گریه بسیار کرد

غزل شماره ۱۵۵: دل ترک عشق آن بت دلجو نمی کند

غزل شماره ۱۵۷: آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند

غزل شماره ۱۵۹: جفا کن تا توانی برق من خرمن نمی سوزد

غزل شماره ۱۶۱: کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود

غزل شماره ۱۶۴: مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد

غزل شماره ۱۶۶: کجا قاصد برم با نامه آن دلستان آید

غزل شماره ۱۶۸: بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند

غزل شماره ۱۷۰: دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر

غزل شماره ۱۷۲: ناصحا از عشق منع مکن بار دگر

غزل شماره ۱۷۴: زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش

غزل شماره ۱۷۶: از تو ممنونم اگر از مژه خون می ریزم

غزل شماره ۱۷۸: چه سود ای باغبان از رخصت سیر گلستانم

غزل شماره ۱۸۰: نشنیده ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده ام

غزل شماره ۱۸۱: خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم

غزل شماره ۱۸۳: گهی از داغ لذت گه زچاک پیرهن دزدم

غزل شماره ۱۸۵: چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم

غزل شماره ۱۸۷: دلیرم کرد در سودای عشقش ترک جان کردن

غزل شماره ۱۸۹: سوخت محرومی دیدار چنان پیکر من

غزل شماره ۱۹۱: نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من

غزل شماره ۱۹۳: عقل می گوید بحرف عشق ترک دیدن مکن

غزل شماره ۱۹۵: تا به کی پنهان زما ای آب حیوان زیستن

غزل شماره ۱۹۷: لب زخون ترکرده ام تلخ ست می در کام من

غزل شماره ۲۰۰: باز ای دل تازه در کوی بتی جا کرده ای

غزل شماره ۲۰۲: زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای

غزل شماره ۲۰۴: خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی

غزل شماره ۲۰۶: خوب نبود آشنایی با بدان خوب مرا

غزل شماره ۲۰۸: باز عشقش تازه کرد از نو دل افسرده را

غزل شماره ۲۰۹: دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب

غزل شماره ۲۱۲: تو نخل حسنی و جز ناز و فتنه بار تو نیست

غزل شماره ۲۱۳: دل ها اسیر کرد و گره بر جبین نزد

غزل شماره ۲۱۵: ای که در هجرت شکیبایی ز دل ها می رود

غزل شماره ۲۱۷: از تحمل های من بر من تغافل می کند

غزل شماره ۲۱۹: نگویم حال خود از حال من گو بی خبر باشد

غزل شماره ۲۲۱: در حشر گر از زلف تو بویی بمن آید

غزل شماره ۲۲۳: دوش چشم ساغر سرشار و خونم باده بود

غزل شماره ۲۲۶: چون خون خورم بناله میلم زیاده باشد

غزل شماره ۲۲۷: عمریست که دل راه به دلدار ندارد

غزل شماره ۲۳۰: بس که بر دیوار و در هر لحظه افتد عکس داغ

غزل شماره ۲۳۲: رخت چون دیوانگان صحرا به صحرا می کشم

غزل شماره ۲۳۳: بی تو من هرجا که یک ساعت نشیمن کرده ام

غزل شماره ۲۳۵: ای دل من و آزادی ازین زمزمه بس کن

غزل شماره ۲۳۸: باز خوش اسباب رسوایی مهیا کرده ای

غزل شماره ۲۴۰: شادکی گردم اگر درد دلم گوش کنی

غزل شماره ۲۴۲: گرفتارم میان چین زلف و چین ابرویی