
غزلیات ناتمام
برای جستجوی اشعار بر اساس حرف آخر قافیه، روی حرف مورد نظر کلیک کنید. همچنین میتوانید در عناوین اشعار جستجو کنید.
حرف آخر قافیه
غزل شماره ۱۲۳: منع سودی نکند کاش نصیحت گر ما
غزل شماره ۱۲۶: به گریه چشم تهی کی کند دل ما را
غزل شماره ۱۲۸: غصه ی عالم نصیب جان ناشاد من است
غزل شماره ۱۳۰: کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفت
غزل شماره ۱۳۲: کسی نگفت که از شعله سوختن عیب است
غزل شماره ۱۳۴: به دشمنش نظر است به دوستان کین است
غزل شماره ۱۳۵: من سیه بختم نه تنها چرخ با من دشمن است
غزل شماره ۱۳۷: نه جز توام دگری در دل خراب گذشت
غزل شماره ۱۴۰: باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست
غزل شماره ۱۴۱: یک نظر دیدم و دل با نیش مژگان خوگرفت
غزل شماره ۱۴۳: دل غمین بستاند که جان شاد دهد
غزل شماره ۱۴۵: میان ما و دل یارب چرا این ماجرا باشد
غزل شماره ۱۴۷: اگر نبیند سوی من ساقی چه سود ار می دهد
غزل شماره ۱۴۹: دل همان غمناک و شد در عشق چشم من سفید
غزل شماره ۱۵۱: به رنج از ناله ای کردم کسی که بی سبب نالد
غزل شماره ۱۵۳: بس که در کوی تو چشمم گریه بسیار کرد
غزل شماره ۱۵۵: دل ترک عشق آن بت دلجو نمی کند
غزل شماره ۱۵۷: آن که بی پرواییش هردم مرا رسوا کند
غزل شماره ۱۵۹: جفا کن تا توانی برق من خرمن نمی سوزد
غزل شماره ۱۶۱: کس چرا در قتل چون من بی کسی حیران بود
غزل شماره ۱۶۴: مرا دلی ست که هرگز ندیدم او را شاد
غزل شماره ۱۶۶: کجا قاصد برم با نامه آن دلستان آید
غزل شماره ۱۶۸: بخت تارم سایه ای گر بر شب تار افکند
غزل شماره ۱۷۰: دلارامی که باکن رام بود از من رمید آخر
غزل شماره ۱۷۲: ناصحا از عشق منع مکن بار دگر
غزل شماره ۱۷۴: زان نبینم چشم خود کز گریه پرشد دامنش
غزل شماره ۱۷۶: از تو ممنونم اگر از مژه خون می ریزم
غزل شماره ۱۷۸: چه سود ای باغبان از رخصت سیر گلستانم
غزل شماره ۱۸۰: نشنیده ام مشکی چو آن زلف و نه جایی دیده ام
غزل شماره ۱۸۱: خوشم که جا به سر کوی دلستان دارم
غزل شماره ۱۸۳: گهی از داغ لذت گه زچاک پیرهن دزدم
غزل شماره ۱۸۵: چاره داغ گرفتم که به مرهم سازم
غزل شماره ۱۸۷: دلیرم کرد در سودای عشقش ترک جان کردن
غزل شماره ۱۸۹: سوخت محرومی دیدار چنان پیکر من
غزل شماره ۱۹۱: نگذرد روزی که از اشک جهان پیمای من
غزل شماره ۱۹۳: عقل می گوید بحرف عشق ترک دیدن مکن
غزل شماره ۱۹۵: تا به کی پنهان زما ای آب حیوان زیستن
غزل شماره ۱۹۷: لب زخون ترکرده ام تلخ ست می در کام من
غزل شماره ۲۰۰: باز ای دل تازه در کوی بتی جا کرده ای
غزل شماره ۲۰۲: زین نمی رنجم که بازم از مقابل رفته ای
غزل شماره ۲۰۴: خوشا دلی که اثیرش کند تمنایی
غزل شماره ۲۰۶: خوب نبود آشنایی با بدان خوب مرا
غزل شماره ۲۰۸: باز عشقش تازه کرد از نو دل افسرده را
غزل شماره ۲۰۹: دوش در بزم که بی روی تو خون بود شراب
غزل شماره ۲۱۲: تو نخل حسنی و جز ناز و فتنه بار تو نیست
غزل شماره ۲۱۳: دل ها اسیر کرد و گره بر جبین نزد
غزل شماره ۲۱۵: ای که در هجرت شکیبایی ز دل ها می رود
غزل شماره ۲۱۷: از تحمل های من بر من تغافل می کند
غزل شماره ۲۱۹: نگویم حال خود از حال من گو بی خبر باشد
غزل شماره ۲۲۱: در حشر گر از زلف تو بویی بمن آید
غزل شماره ۲۲۳: دوش چشم ساغر سرشار و خونم باده بود
غزل شماره ۲۲۶: چون خون خورم بناله میلم زیاده باشد
غزل شماره ۲۲۷: عمریست که دل راه به دلدار ندارد
غزل شماره ۲۳۰: بس که بر دیوار و در هر لحظه افتد عکس داغ
غزل شماره ۲۳۲: رخت چون دیوانگان صحرا به صحرا می کشم
غزل شماره ۲۳۳: بی تو من هرجا که یک ساعت نشیمن کرده ام
غزل شماره ۲۳۵: ای دل من و آزادی ازین زمزمه بس کن
غزل شماره ۲۳۸: باز خوش اسباب رسوایی مهیا کرده ای
غزل شماره ۲۴۰: شادکی گردم اگر درد دلم گوش کنی
غزل شماره ۲۴۲: گرفتارم میان چین زلف و چین ابرویی